الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

732

إحياء علوم الدين ( فارسى )

نزديك ممات من آن را به غفران خود جفت گرداند . الهى از حسن نظر تو پس از وفات چگونه نوميد شوم ؟ كه در حيات مرا جز نيكويى ندادى . الهى اگر گناهان من مرا بترسانيد ، دوست داشتن من تو را زينهار داد ، پس به چيزى قيام كن از كار من كه تو اهل آنى ، و به فضل خود باز گرد بر كسى كه جهل او را بفريفت . الهى اگر خوارى من [ خواستى مرا راه ننمودى ، و اگر فضيحت من خواستى مرا نپوشيدى ، پس مرا برخوردارى كن ] « 164 » بدانچه راه آن نمودى ، و بر من دايم در آن چه بدان مرا بپوشيدى . الهى نپندارم كه مرا رد فرمايى در حاجتى كه عمر خود در آن نيست گردانيدم . الهى اگر گناه نكردمى از عقوبت تو نترسيدمى ، و اگر كرم تو نشناخته بودمى ثواب تو اميد نداشتمى . و خوّاص گفت كه در رحله عابدة در رفتيم و او روزه داشته بود تا سياه گشته ، و بگريسته تا نابينا گشته ، و نماز گزارده تا زمن « 165 » مانده و نشسته نماز مىگزارد ، پس بر وى سلام گفتيم ، پس چيزى از عفو بارى مذاكرت كرديم تا كار بر وى آسان شود ، پس نعره‌اى بزد و گفت : دانستن من نفس خود را دل من ريش كرد و جگر من مجروح ساخت ، به خداى دوست دارم كه خداى تعالى مرا نيافريدى و چيزى نامبرده نبودمى . پس روى به نماز آورد . پس اگر از مرابطان « 166 » و مراقبان نفس خود خواهى بود ، بر تو باد كه احوال مردان و زنان مجتهد مطالعه كنى تا نشاط تو ظاهر گردد و حرصت زيادت شود . و بپرهيز از آن كه در اهل عصر خود نگرى ، چه اگر بيشتر كسانى را كه در زمين‌اند فرمان برى ، تو را از راه خداى گمراه كنند . و حكايتهاى مجتهدان بىشمار است ، و در آن چه گفتيم عبرت گيرنده را كفايت است . و اگر زيادت از آن خواهى بر مطالعهء كتاب حلية الاوليا « 167 » مواظبت بايد نمود ، چه آن مشتمل است بر شرح احوال صحابه و تابعين و كسانى كه پس از ايشان بودند . و به واقف شدن بر آن ، دورى خود و دورى اهل عصر از اهل دين بدانى . و اگر نفست سوى نگريستن به اهل زمان خود كشد و گويد كه در آن زمان خير به سبب بسيارى ياران ميسر مىشد و اكنون اگر اهل زمان خود را خلاف كنى تورا ديوانه دانند و بر تو أفسوس كنند ، پس موافقت كن با ايشان در آن چه بر آن‌اند ، چه بر تو نرود مگر آن چه بر ايشان رود ، و مصيبت چون عام گردد آسان شود . پس بپرهيز كه به رشتهء غرور او در چاه شوى و به تزوير وى فريفته [ 548 ] گردى ، و او را بگوى : اگر سيل عظيم ناگهان در آيد و اهل شهر را غرق كند ، و ايشان بر مواضع خود ثابت باشند و از آن حذر نكنند ، بدانچه حقيقت حال ندانند ، و تو توانى كه از ايشان جدا شوى و در كشتى نشينى تا نجات يا بى ، پس هيچ در خاطرت گردد كه مصيبت چون عام

--> ( 164 ) در نسخهء قاهره از قلم افتاده بود ، از نسخهء دانشگاه نقل گرديد . ( 165 ) زمن ، بر جاى ، مانده ، زمين‌گير . ( 166 ) مرابط ، مواظب ، نگهبان . ( 167 ) تأليف أبو نعيم اصفهانى .